فعلا دارم می نویسم. اما خدا وکیلی از بین همه سوژه های جور واجور مثل ایراد گرفتن احمد توکلی از کاهش ساعت کار یا نق زدن خودم یا سخنرانی کوبنده رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه یا بنزین اول مهر یا تاکسی هایی که گم می شوند یا افطاری های ماه رمضان یا برنامه دیشب سیما درباره عملیات خیبر.
به هر حال الان چند روز از ماه رمضان می گذرد
ماه زولبیا بامیه
ماه مهمانی خدا در خانه های بندگان خدا
ماه عبادت های بی ریا
ماه دید و بازدیدهای آخر شب
ماه تنهایی
ماه رهایی و ماه خیلی چیزهای خوب و جالب دیگه
به هر حال التماس دعا.
همیشه میگم در نماز شبهایتان دعا کنید نماز صبح حقیر کمتر قضا بشه.
در یکی از مطالبی که لینک به لینک می خواندم خبری توجهم را جلب کرد.
دستور رییس جمهور برای جلوگیری از سو استفاده های مشاور جوان سابق.
برحسب اتفاق من مهندس مهرداد بذپاش مشاور جوان سابق رییس جمهور و مدیرعامل امروز پارس خودرو را قبل از اینکه پای دکتر احمدی نژاد به شهرداری تهران باز شود می شناسم.
آن موقع مهرداد بذرپاش دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف بود و من هم در دانشگاه علم و صنعت ایران درس می خواندم.
چند سال بعد هم که بذرپاش دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت در دانشگاه علامه طباطبایی شد هنوز احمدی نزاد رییس جمهور نشده بود.
نکته ایی که باقی می ماند این است که خبری منتشر شده مبنی بر اینکه مهرداد بذرپاش احتمالا دانشجوی دکترا شده است.
تصور کنید کسی که در چنان دانشگاههایی درس خوانده باشد چقدر احتمال دارد که در آزمون دکتری پذیرفته شود.
البته من انتقادهای تند و تیزی به برخی عملکرهای جناب بذر پاش در حوزه مشاوران جوان و کوتاهی در تحقق اهداف رییس جمهور از تاسیس چنین بخشی دارم اما انصاف را نباید کنار گزاشت.
در وبلاگ اخوی ام مقداد به عکسی برخوردم که واقعا تکان دهنده است.
راستش را بخواهید همیشه شنیده بودم وقتی کسی را شلاق می زنند باید جلاد قرآنی به زیر بغل بگیرد و به قدری شلاق را بالا و پایین ببرد که قرآن از بین دست و بدنش رها نشود و نیافتد. اما در این عکس چیز دیگری است.

حالا هر چه قدر به این عکس نگاه می کنم نه از قرآن نشانی ای می بینم و نه ....
به هر حال گمان می کنم چنین اجرای حدودی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد از جمله:
1- مجرم مستحق حکم سنگین تری بوده که قاضی بنا بر مصالحی از صدور چنان حکمی ناتوان بوده و اینگونه با اجرای شدیدتر حکم سبک تر اقدام به تنبیه مجرم می شود.
2- مجری حکم آنقدر در خود به لحاظ در چنان موقعیتی بودن احساس قدرت کرده که چنین می کند.
3- نه مجری حکم اطلاعی از شرایط اجرای ان دارد و نه کسی چنین اطلاعی داشته باشد برکار او نظارت می کند.
یکی از مشکلات اصلی کشور ما درست اجرا نکردن حدود الهی است. حد باید در انظار عمومی و در وقت و مکانی که جرم رخ داده است اجرا شود تا هم کسانی که دیدن صحنه جرم آنها را نگران کرده و امنیت خاطرشان را بر هم زده است احساس امنیت کنند و هم اینکه در آن محل کسی دیگر جرات چنان عملی را نداشته باشد و مجرم هم کرک و پرش در آن محل بریزد.
در کشور ما اینجای کا دقیقا همانجایی است که می لنگد یعنی حکم خدا درست و به جا اجرا نمی کنیم.
بعضی جاها حکم را غلیظ تر از آنچه در شرع امده اجرا می کنیم و جایی هم که باید حکم غلیظی را اجرا کنیم با هزار بهانه و مصلحت اندیشی اجرا که هیچ صادر هم نمی کنیم. خدا عاقبتمان را خیر کند با این کاریکاتوری که از اجرای حدود الهی برای خودمان ترسیم کرده ایم.
بنده کلا با هر تساهل و تسامحی مخالفم اما معتقدم دین خدا را اگر مو به مو اجرا کند هم سهل است و سمح و اصلا نیازی به این بچه بازی ها و ادا ها ندارد.
آقاجان باید شجاعت داشته باشیم حدود را علنی اجرا کنیم همانگونه که علی علیه السلام در زمان حکومتش رفتار کرد. اما دقیق و با همان قرآن زیر بغل و مواظب باشیم قران از دستمان نیافتد.





